تبلیغات
دل گویش - شما را به خدا سوگند!!!
دل گویش

سیدعلیرضاشریفی


شما را به خدا سوگند!!!

شما را به خدا سوگند می­دهم بس کنید این ادعای اشرف مخلوقات بودن­تان را! کجا خدا گفته شما اشرف مخلوقات باشید تا جنگلها را نابود سازید؛ تا رودخانه­ها را آلوده سازید؛ دریاچه­ها را بخشکانید؛ نسل جانوران را منقرض سازید؛ و باقیمانده آنها را، برای لذت خودتان، تنها و تنها برای لذت خودتان، اسیر سازید؟ کی گفته قناری کوچک درون قفس، «مستانه» می­خواند؟ کی گفته طوطی درون قفس، «شکرسخن» است؟ کی گفته ماهی را اگر از تنگ آب بیرون بیاوری، می­میرد؟ اصلا کی به شما اجازه داده ماهی را درون تنگی بیندازی که حالا اگر بیرونش بیاوری، خواهد مرد؟ متنفرم از آنها که پرندگان را در قفس، زندانی تکبر خودشان کرده­اند. و تلاش ماهی­ها را برای بیرون آمدن از تُنگ کوچک تنهایی­شان، با ولع تمام به نظاره می­نشینند. تاکنون شده یکبار خودتان را به جای این جانداران مادر مرده قرار بدهید؟ ببینید چه لذتی دارد اینکه همه عمرت را در زندانی باشی که حتی گاهی نمی­توانی بالهایت را به­طور کامل در آن بگشایی؟ و اینکه خوراکت تنها محدود به یک نوع (ارزن یا گندم یا هر کوفت و زهرمار دیگری) باشد؟ و از دیدن گروه­های هم نوع­ات محروم شوی؟ و آرزوی داشتن جفت را به گور ببری؟ یا دست­بالا اگر جفتی داشته باشی، همانی است که عده­ای انسان­نما برایت با هزار منت آورده­اند و تو باید برای همین هم خدا را سپاس بگویی؟

 

اکنون سومین سال است که درباره این موضوع در وبلاگم مطلب می نویسم. که درباره سنت جدید و غیرایرانی ماهی قرمز روی سفره هفت­سین در وبلاگم می­نویسم. نزدیک دو ماه است که دارم تلاش می­کنم یک سازمان مردم­نهاد (NGO) را در شهر نور به ثبت برسانم. دچار دستگاه بی­سر و ته بوروکراسی ایرانی شده­ام. ثبت­نام تنها از طریق سایت وزارت کشور امکان­پذیر است. سایت هم در مرحله آزمایش بوده و هر چقدر هم جان بکنی، نمی­شود ثبت­نام کرد. جالب آنکه مسئول این سازمانها در اداره مربوطه، خودش هم نمی­تواند وارد سایت شود؛ اما تنها راهش همین است! می­خواستم این برنامه آگاهی­رسانی درباره نادرست بودن خرید ماهی قرمز برای سفره عید را از طریق گروهی که تشکیل داده­ام پیگیری کنم؛ اما گویا امسال هم من مانده­ام و همین وبلاگ. و البته امیدی که به شما خوانندگان دارم. به­ویژه آنهایی که خودشان هم وبلاگ دارند. خواهش می­کنم در وبلاگ­های­تان، در صفحات فیس­بوک­تان، در پیامک­های­تان، در گفتگو با دوستان­تان، و در هر جا و هر زمان که می­توانید، در این­باره آگاهی­رسانی کنید. آگاهی­رسانی کنید که ماهی­ها هم حق زنده ماندن دارند؛ که ماهی­ها هم حق «آزادانه» زیستن دارند؛ که این موجودات هم حساس­اند. به­گونه­ای که «با سر و صداهای ناگهانی و ضربات و تکانهای زیاد ممکن است ماهی­ها سکته نمایند و از بین بروند؛ بدنشان نیز به آفتاب حساس است و با آفتابی که از پنجره می­تابد، ممکن است بدن ماهی آسیب دیده و بسوزد» (1) که این سنت ماهی سفره هفت­سین، وارداتی است از فرهنگ چینی؛ آن هم به نادرست. «۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران، ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفره­های هفت­سین مراسم عید نوروز ما وارد شد؛ غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها می­کنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین می­کنیم تا هم­زمان با رشد سبزه­های سفره­های­مان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک­تر کنیم .جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی­مان درباره نوروز، ماهی قرمز جایگاهی ندارد. در میان رسوم زرتشتی در سفره عید، انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها می­شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی­ها می­دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد، به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی­های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها می­کردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد. هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی می­میرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت­سین، به خاطر هیچ. و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتی که ایرانی­ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند، این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت­سین ایرانی است که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد. عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت­سین کمال­الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت­سینش طراحی و نقاشی نکرده است» (2)

 

واقعا عاجزانه از تک تک شما می­خواهم ابتدا خوب به این نوشته، و به عاقبت این 5 میلیون قطعه ماهی که می­توانستند در آبهای آزاد برای خودشان، بین 25 تا 40 سال زیستن را تجربه کنند بیندیشید. و به فریبهایی که خودمان را دچارش کرده­ایم؛ که «اگه آبش رو مرتب تمیز نگه داری، زنده می­مونه»، «بعد از سیزده به در، توی رودخونه رهاش می­کنم» یا «می­ذاریمش توی حوض» یا... . پاسخ جملات اول و سوم را که در بالا نوشته­ام؛ اما بی­تردید آنها که ماهی­های قرمز را در رودخانه­ها و دریاچه­ها رها می­کنند، هیچ آگاهی­ای درباره زیانهای این کار و بر هم خوردن زیست­بوم جانوری ندارند. که این ماهی­های قرمز در محیطهای غیربومی در اثر خوردن تخم ماهیهای دیگر و همچنین جفت­گیری با آنها، زیست­بوم را به هم می­ریزند (3)، و نیز قارچهای روی بدن این ماهی، باعث بیماری سایر ماهیها می­شود (4) و چندین و چند اثر ویرانگر دیگر.

 

همین حالا گوشی­تان را بردارید؛ و در کنار آن دهها و شاید صدها پیامکی که هر روز می­فرستید، از همه دوستان و آشنایان­تان بخواهید که ماهی قرمز نخرند. اگر بخواهیم، می­توانیم با یاری یکدیگر، موجی به راه بیندازیم. بی­تردید نمی­توانیم امسال یا سال دیگر جلوی این تجارت سیاه را بگیریم. اما می­توانیم اثری قابل توجه در کاهش این عمل غیرانسانی بگذاریم. اگر در وبلاگ­تان این نوشته یا نوشته­ای شبیه این را گذاشتید (5)، به جمع ما بپیوندید. حتما اطلاع­رسانی کنید تا شما را نیز به جمع مخالفان این عمل غیرانسانی بیفزاییم. این کار را نه برای شهرت وبلاگ شما، بلکه برای نشان دادن کثرت کسانی که هنوز به انسانیت پایبندند انجام می­دهیم. نکته مهمتر اینکه دیگران را هم تشویق کنیم که این آگاهی رسانی را از طریق وبلاگ، ایمیل یا پیامک انجام دهند. چطور دل­مان می­آید سال نو را در کنار سفره­ای آغاز کنیم که زندانی­ای دَم مرگ را در چنگال خود دارد؟ زندان، زندان است؛ چه فرقی می­کند اسمش اوین باشد، یا کهریزک، یا تنگ شیشه­ای؟ یا قفس؟

 

--------------------------

 

پی­نوشت:

 

(1)  http://fum-mohitzist86.blogfa.com/post-160.aspx

 

(2)      http://gijali.com/?p=160

 

(3)  و http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1262532

 

(4)  http://www.asriran.com/fa/news/104497/

 

 

منبع:

 

--

www.moghaddames.blogfa.com

 

 





طبقه بندی: سیاسی واجتماعی، 
دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط سید علی رضا شریفی | نظرات ()


سیدعلیرضاشریفی
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
گالری عکس (6)
خصوصی (149)
ازمیان نشریات قدیمی (4)
سیاسی واجتماعی (93)
فرهنگی وهنری (30)
سید علی رضا شریفی
ورزشی
لغت نامه
همه پیوندها
مرداد 1394
شهریور 1393
خرداد 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
دی 1392
آبان 1392
مرداد 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
آبان 1391
یه سوال وجدانی از بعضی از پسرا
بالاخره كتابم منتشرشد
خجالتم خوب چیزیه !
جایی جز “خیالم”
به دوست داشتنت مشغولم
لباس عروس
جهان عشق است و دیگر زرق سازی
شاید من هم دارم می میرم !
چهره ی واقعی
غرض
ادعای بی تفاوتی
هیچ فاصله ای دور نیست
موبایلم
هیچ آسمانی برای همیشه ابری نمی ماند
گاهی...
لیست آخرین مطالب
مجله ی فوتبال خوزستان
روزنامه ی همشهری
پایگاه خبری شوشان
بدنیست بدانیم...
وبلاگ ورزشی من
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
بازديدهاي امروز : نفر
بازديدهاي ديروز : نفر
كل بازديدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :